خزعبلات یه دختر خوشمل
ولی الان حالم ازشون بهم میخوره!همش دروغه... الان حالم ازهر پسری که بگه "دوست دارم"بهم میخوره!چون دروغه... از لحظه های با تو بودن تو خوابمتنفرم چون میدونم دروغه... از هر چی هیستوری باهو مسنجر بدم میاد... از هر چی عکس بدم میاد... از دفنر خاطرتتمون بدم میاد... از این وبلاگ کوفتی بدم میاد! از بغض چندشم میشه! . . . از خودم بدم میاد ولی هنوز تو رو دوست دارم. چرا به خاطرت گریه کردم؟؟؟؟؟چرا با خاطراتت زندگی میکنم!؟ وقتی میگی ازم متنفری؟؟؟؟ولی من نیستم من هنوزم دوست دارم هنوزم به اهنگایی که دوست داشتی گوش میدم! هنوزم به عکسامون نگاه میکنم --------------------------------------------------------------------------------- اخه خدا این عادلانه نیست!!!! من دوسش داشتم!اونم داشت!چرا یهو همچی قاطی شد! هیچی تو این دنیا عادلانه نیست! دلمو به چی خوش کنم؟ به اینکه دانشگامو .... قبول شم؟به اینکه باهات برم بیرون؟شمال؟ چقدر رویا داشتیم! میدونم نمیتونی دل بکنی از این وبلاگ...شاید شاید یه روزی بیا اینجا رو بخونی... اگه اومدی خوندی٬نگو نامرد بودم! بگو مرد بودم که پات وایسادم...پای همچیت...من هیچوقت مانع درس خوندنت نشدم٬هیچوقت نگفتم کار نکن... همیشه کمکت کردم تو مشکلاتت تو غمات باهات بودم! تو میگی فراموشم کردی٬میگی ازم متنفری٬میگی من مزاحمم...ولی من باورم نمیشه! هرچقدر که بخوای میتونی خودتو گول بزنی...اسمشو هر چی میخوای بزار... منم سعی میکنم فراموشت کنم...ولی بخدا حیف این عشق! هیچی نمیگم٬فقط به خدا میسپارمت٬ از ته دلم به عشق بعدیت حسودیم میشه به کسی که بش بگی دوسش داری...به کسی که هر شب صداتو بشنوه...ولی عیبی نداره... من لایق نبودم! دیگه شبا نیا تو خوابم٬باشه اقایی؟چون از چشای خیس خودم حالم بهم میخوره. 
| Design By : Night Skin |


